ღمکانیک قلبهای تصادفیღ
ღღبزرگ ترین وبلاگ عاشقانهღღناناز
در جستجوي عشق به دنبال عشق هستید و همیشه ناامید می شوید؟ ایــن پنج مـرحله را طـی کـنـید تـا شـانـس خـود را بــرای یــافتن شادکامی همیشگی افزایش دهید. من به هر چیزی که می خواستم رسیدم، اما حالا می فهمم که چیزهای درستی نخواسته بودم." عبارت جالبی است و برای درک آن حتماً نباید به منتهاعلیه بدبختی و بیچارگی رسیده باشید. بسیاری از کارشناسان معتقدند زمانیکه نوبت به انتخاب همسر می رسد، بسیاری از افراد هیچ نظری در مورد اینکه همسر آینده شان باید دارای چه خصوصیاتی باشد و اینکه از او چه انتظاراتی باید داشته باشند، ندارند. به همین دلیل هم هست که اغلب افراد، فرد مورد علاقه خود را پیدا نمی کنند. گیلدا کارل، روانشناس و استادیار کالج مرسی و همینطور نویسنده کتاب "روی شاهزاده شرط نبندید – اگر به دنبال یافتن مرد رویاهاتان هستید، روی خودتان شرط ببندید" معتقد است: "ما آن قدر اینور و آنور می کنیم و قرار ملاقات می گذاریم و نهایتاً به خودمان می گوییم: "بله، یافتم، این همان مرد آرزوهای من است. اما با این وجود باز هم شاهد آن هستیم که نرخ طلاق هر روز در حال افزایش است." پس در این میان چیزی اشتباه است. اگر شما دلیل این امر را پیدا کرده اید، پس یک گام از سایرین جلوتر هستید، روانشناسان معتقدند که تنها راه نجات پیدا کردن از سردرگمی ها در زمینه پیدا کردن شریک زندگی این است که ابتدا خودتان را بشناسید و ببینید از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید. این 5 مورد به شما کمک می کنند تا این کار را راحت تر انجام دهید: 1- تشریح ارزش های اصولی فردی لطفا ادامه مطلب . Created By javacity.blogfa.com نامه عاشقانه ای از زنده یاد جلال آل احمد به همسرش سیمین دانشور بی هیچ تفسیر و توضیحی ساعت 8 بعد از ظهر یکشنبه 4 آبان 1331 خوب سیمین جان، یک خریّت کرده ام که ناچارم برایت بنویسم. 4 و سه ربع بعد از ظهر از سرکاغذ بلند شدم لباس پوشیدم و رفتم شمیران. می خواستم کمی هوا بخورم. چون صبح تا آن وقت خانه مانده بودم. نزدیک پل رومی که رسیدم دم غروب بود و هوا تاریک داشت می شد. از پل عبور کردم و یک مرتبه یادم به آن روزها افتاد که با هم از همین راه می آمدیم و می رفتیم و آخرین و تنها گردشگاهمان بود. روی هر سنگی که یک وقت نشسته بودیم اندکی نشستم و هوای تو را بو کردم و در جستجوی تو زیر همه درختها را گشتم و بعد از همان راه معهود به طرف جاده ی پهلوی راه افتادم. وسطهای راه کم کم تاریک شد و کسی هم نبود، یک مرتبه گریه ام گرفت. اگر بدانی چقدر گریه کردم. از نزدیکی های آن جا که آن شب پایت پیچید و رگ به رگ شد( یادت هست؟) گریه ام گرفت تا برسم به اول جاده ی آسفالته آن طرف که نزدیک جاده ی پهلوی می شود. همین طور گریه می کردم و هق هق کنان می رفتم. گریه کنان رفتم تا پای آن دو تا درخت که بالای کوه است و یکی دو سه بار قبل از عروسی پای آن نشستیم ... یادت هست؟ در تاریکی آن بالا اطراف و چراغ های پائین را از لای اشک مدتی نگاه کردم و بعد با حالی بدتر و زارتر راه افتادم که برگردم. از میان تیغ ها و خارها همین طور افتان و خیزان و گریان و هق هق کنان پائین آمدم و آمدم و گریه کردم تا به اول جاده آسفالته رسیدم. هیچ همچه قصدی نداشتم ولی اگر بدانی چقدر هوای تو را کرده بودم. آن قدر دلم گرفت که می دیدم در غیاب تو همان کوه و تپه، همان پستی و بلندی ها، همان درخت ها و جوی ها هستند، من هم هستم، ولی تو نیستی. درخت ها خزان کرده بود. کلاغ ها صدا می کردند. جوی ها خشک بود، و خلوت، آنقدر خلوت بود که با آزادی تمام های های می کردم. چقدر خیال آدم آسوده است... با آن درخت سر کوه مدتی به یاد تو حرف زدم و تاسف خوردم که چرا قلمتراش با خودم نداشتم تا در تاریکی، یادگاری به خاطر تو روی آن بکنم. چقدر بچگانه است. نیست؟ ولی این کار را بالاخره خواهم کرد. جاهایی را که با هم نشسته بودیم و در باره آینده ای که هرگز فکر نمی کردیم این طور باشد حرف ها زده بودیم، همه را سر کشیدم و اگر بدانی چقدر تنهایی را عمیق و وسیع حس می کردم. و اگر بدانی چه گریه ای مرا گرفته بود. راستش را بخواهی پس از رفتنت دو سه بار بیشتر گریه نکرده بودم. یک بار همان دو سه ساعت بعد از رفتنت و یک بار هم در سینما، یادم نیست چه بود، ولی این سومین بار چیز دیگری بود. گریه ای بود که در همه عمرم نکرده بودم؛ مثل مادر مرده ها. تاریکی و سکوت و تنهایی اجازه می داد که حتی اگر دلم بخواهد فریاد بزنم. ولی دلم نمی خواست فریاد بزنم. دلم می خواست مثل پیرمردهایی که به جوانی خود آهسته آهسته گریه می کنند گریه کنم. اما کم کم به هق هق افتادم و های های کردم... وقتی تنها دلخوشی آدم، تنها همزبان آدم، تنها دوست آدم، تنها زن محبوب آدم، تنها عمر آدم، و اصلا همه وجود آدم را یک مرتبه از او بگیرند و ببرند آن طرف دنیا، دیگر نمی شود تحمل کرد. آخ که تصدقت می روم. مبادا از نوشتن این مطالب ناراحت شوی، چون من خودم پس از این گریه، و حالا آسوده تر شده ام. راحت تر شده ام، و چه کمک بزرگی است این گریه، و مردها چه سنگدل می شوند وقتی گریه شان بند می آید. ای خدایی که سیمین من تو را قبول دارد و من کم کم از همین لحاظ و تنها به خاطر او هم شده می خواهم به تو عقیده پیدا کنم... ( از مجموعه نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد که به همت انتشارات نیلوفر منتشر شده است. مطالعه این کتاب را به همه دوستان توصیه می کنم.) بقیه در ادامه مطلب ؟ هر كس كه خواهد خواند، جز اين سخن از ما نخواهد راند: اين نسل سردرگم، بر توسن انديشههاشان لنگ، فرسنگ در فرسنگ جز سوي تركستان نميرانند تاريخ پيش از خويش را باري نميخوانند* بقیه در ادامه مطلب ؟

2- درک نیازهای عاطفی و احساسی
3- تشخیص الگوهای مهرورزی
4- شناخت توانایی های بالقوه رابطه
5- چک آپ کلی سه ماهه در زمان نامزدی
ادامه مطلب
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد

ادامه مطلب
« love »

عنوان نظرسنجی: love
تاريخ شروع نظرسنجی: 1386/9/19
مجموع نظرات: 0
آدرس: www.bia2rafig.blogfa.com
برای شرکت در نظرسنجی، کد سبز رنگ مقابل گزينه مورد نظر را به شماره 30009324 (يا 3000webg) اساماس کنيد.
- در حال حاضر امکان ارسال اساماس با خطوط تاليا و ايرانسل نمی باشد.
قبل ازین که ازدواج کنه چه شکلیه ؟!




ادامه مطلب
در مورد انتخاب همسر به منظور ايجاد و توليد نسل سالم و صالح، احاديث و روايات فراواني وجود دارد که بسياري از آنها حاکي از اهميت قانون وراثت و ثأثير عامل محيط است. پيامبر اسلام براي توليد نسل بهتر، دقيق ترين نکات را در امر انتخاب همسر گوشزد فرموده است که، به برخي از آنها اشاره مي کنيم:
ادامه مطلب
پس بهتر است نگاهي هم به اين «دلايل بد» براي ازدواج بيندازيد:
1- ازدواج كردن فقط به خاطر پول
فــرض مي كنيم فردي كه شما شيفته و عاشقش شده ايد شـخـص ثـروتـمـندي بـاشـد؛ كـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نيست كه با آدمي كه كاملاً بي پول اسـت و هـيچ قــصدي هم ندارد كه در آيـنـده در تأمين هزينه هاي زندگي سهمي داشته باشد، ازدواج كنيد، مگر آن كـه حـاضـر باشيد روزي 18 ساعت با كمال رضايت كار كنيد تا قادر باشـيد مخارج سنگين زندگي را تـأمين كنيد. اما ازدواج كردن با يک نفر تنها به خاطر پول، صـرفنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقريباً همواره اشتباه است.
2- ازدواج به خاطر دور شدن از خانه والدين
وقـتـي وضـعيت در خانه پدري، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي شـود. تعجبي ندارد كه خيلي ها اين راه گريز را انتخاب مي كـنـند. اما معمولاً اين مسيري است كه شما را از چاله در آورده و به چاه مـي انـدازد! يکي دو سال ديگر در خـانه پـدر و مادر ماندن، بهتر از آن است كه با نخستين پيشنـهاد ازدواج ، تن به تأهل دهيد، چون آن وقـت مـمـكـن است شريک زندگي تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
3- علاقه والدين شما به فرد مورد نظر
البـتـه جـاي تـعــجب دارد كه والـدين شـمــا واقعاً همسر آينده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ايـن فـرد از سـوي آنها دلـيل كافي براي مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نيست. سال هاي آينده، زماني كه آنها درگذشتـند و از ميان شما رفتند شما كماكان بايد اسير فرد رؤياهاي آنان باشيد. فردي كه شايد مرد يا زن رؤياهاي شما نباشد.
4- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامي كـه دو نفر پس از مدتي آشنايي، تـصـمـيـم ازدواج با يكديگر مي گيرند، اشكالي نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـه دليل «عـادت مـحـض» خـطرناك مي شـود؟ زمــاني كه دو نفر که با يكديگر ازدواج كرده اند و بعد از يكديگر طلاق گرفته اند، (و به هم عادت کرده اند) تصميم بگيرند دوباره شانس خودشان را امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـيـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نيز كارساز نخواهد بود.
5- خواهان فرزند بودن
بله. «بچه دار شدن» قوي ترين محرك براي بسياري از افراد در ازدواج است - اما آيا شما حاضريد فرزندان خود را در شرايط نه چندان ايده آل پرورش دهيد؟ موضوع اينجاست: زماني كه بچه ها بزرگ مي شوند و دنبال زندگي خودشان بروند شـما مجدداً با آن فرد خواهيد بود. هيچ کس كامل نيست، امـا حـداقل کسي را برگزينيد كه بتواند براي فرزندانتان پدر يا مادر خوبي باشد؛ همـچـنـين خود شـما به وي علاقه داشته باشيد و برايش احترام قائل باشيد. در غـير اين صـورت گـزيـنه ديـگري را مد نظر قرار دهيد مثلاً كودكي را به فرزندخواندگي بپذيريد.
6- کسي که به خاطر شما همسرش را کنار گذاشته
معمولاً اين گـونـه ازدواج ها زيـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــايه اي براي يك رابطه درازمدت نخواهد بود. ايـن سناريو را در نظر بگيريد: فردي كه شخصي را مي يابد كه حاضر است به همسر يا نامزد خـود خيانت كند، مسـلـماً رابطه آنها استحکامي نخواهد داشت. زيـرا کسي كـه تـوسـط شـما بـه فـرد ديگري خيانت كرده، روزي نـيـز به خود شما خيانت خواهد كرد.
7- يافتن يک ناپدري يا نامادري براي فرزندتان
اگر توانستيد فرد مناسبي را بيابيد به شما تبريك مي گوييم. اما اگر ترديد داريد دست نـگـه داريـد. داشتن يـك نـامـادري يـا ناپدري بي رحم، براي فرزند شما به مراتب سخت تر و ناگوارتر است از اين كه فقط يك پدر يا مادر دلسوز و مهربان بالاي سرش باشد.
8- فشار اجتماعي
تمام دوستان شما ازدواج كرده اند، اما شما هنوز مجرد هستيد... امـا مطمئن باشيد كه تا الان يكي دوتاي آنها طلاق گرفته اند!
پس، خودتان باشيد. هنگــامي كه مثلاً خاله شما در مورد اين که آيا تصميم به ازدواج داريد يا نه از شما سؤال مي كند، توجهي نکنيد. بهتر است تنها باشيد تا اين كه با کسي ازدواج كنيد كه سبب بـدبـخـتـي شـمـا گــردد. هيچگاه تنها به خاطر آنكه متأهل شويد معيارهاي خود را پايين نياوريد
| Design By : Night Skin |








