ღمکانیک قلبهای تصادفیღ
ღღبزرگ ترین وبلاگ عاشقانهღღناناز
. بـرخـي از مــردان بسياري از ارزشـهـاي والاي انساني را ناديده گرفته و وقـتـي زنـي را مـورد تـوجـه قـرار مي دهند، دو فكر نكوهيده و ناپسند زير به سرعت از ذهنشان خطور مينمايد: بقیه در ادامه مطلب ! نمیدانم کدامین سخن من تو راآزرد و قلبت را شکست ؟ نمیدانم کدامین کارمن تورارنجاند،نمیدانم کجای کارمن اشتباه بود... نمیدانم درطی مدت دوستیمان چه خطایی ازمن سرزدکه تواینگونه بامن رفتارکردی....... نمیدانم چه کسی توانست جای مرادرقلب کوچکت بگیرد،نمیدانم چرابامن چنین کردی؟ حتی نمیدانم پیش چه کسی شکایت کنم ودردودلم را برایش بازگوکنم...... خانم ها به نوع خاصی از مردها علاقه دارند، به همین دلیل از مردهایی که دارای یک سری خصوصیات خاص هستند به شدت پرهیز می کنند. این امر در دوران اولیه ارتباط از اهیمت ویژه ای برخوردار است درست زمانی که خانم ها در حال قضاوت خصوصیات اخلاقی آقایان هستند.در زیر خصوصیات ۸ تیپ از مرداني را که خانم ها سعی می کنند خودشان را از آنها دور نگه دارند آمده است. ما این اطلاعات را از طریق مصاحبه هایی که با جمع کثیری از خانم ها انجام داده ایم، بدست آورده ایم. البته اگر یکی یا چند تا از خصوصیات زیر در شخصیت شما وجود داشت جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد چرا که اغلب آنها باعث بر هم خوردن رابطه نخواهند شد. نظر ما این نیست که خصوصیات اخلاقی خود را به طور کلی تغییر دهید بلکه مراقب آن دسته از رفتاری که به مزاج خانم ها چندان خوشایند نیست باشید. خواندن مقاله را ادامه دهید تا متوجه شوید که خانم ها چه چیزهایی را دوست ندارند. از این طریق نوبت بعد که با همسر یا دوست دخترتان ملاقات داشتید راحت تر می توانید اثر گذار جلوه کنید. بقیه در ادامه مطلب! نيمه شب كوبيد به در ، گفت:كه عاشق خانه است، زير لب گفتم كه هر كس است ديوانه است. مادرم آن گوهر يكتا و مهر و دوستي آمد در را باز كرد و گفت : آري ، خانه است. گفتمش تو كيستي از ما چه مي خواهي بگو؟ گفت: نام من براي تو بسي بيگانه است. قاضي در دادگاه عشق و بعد از سالها نوبت گفت: پرونده ات در جهان افسانه است. گفتم آخر بيگناهم... گفت: متهم هستي وجرمت ديدن جانانه است. مادرم از دادگاه عشق استنباط خواست كه اين دختر پاك است و تقصير دل ديوانه است. گفت قاضي: گر كسي در ماجراي زندگي ديوانه شد ، عقل و خرد فرزانه است. بعد بستند دست و پايم را به زلف دلبرم . گفت قاضي:اين اسير زلف همچو شانه است ! گفتم اندر دادگاه عشق از بهر دفاع بي گناهم، چون اسير اين دل ديوانه است. لكن از من شاهد و برهان و مدرك خواستند . پاسخش دادم كه شاهد من پيمانه است. گفت: پيمانه كه هر لحظه در آغوش كسي است، اين شاهد و برهان و مدرك نيست. بعد طبق 5 اصل بند عشق و عاشقي، قاضي گفت: كيفرت حبس ابد در گوشه ميخانه است. با خود گفتم: خداوندا هزاران بار شكرت ساكن ميخانه بس شكرانه است . گفتمش گر يار را بوسم چه باشد كيفرم؟ گفت: جرمت سوختن ، چون شمع و پروانه است. گفتمش من حاضرم سوزم به شرط بوسه اي , چون سوختن بهر ياران كار بسي ديوانه است. از تعجب خشك شد بر جاي قاضي خويشتن! با خودش گفت: كه اين دختر صدمرتبه ديوانه است ! گفت: آقايان ، خانمها ، رئيس دادگاه ، دادستان محترم هر كس در اين كاشانه است ، چون قضاوت بهر ديوانه ندارد ارزشي معلوم شد... ديوانه است ... ديوانه است به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد اینجا من هستم و سکوتی محض سکوتی شکسته و در هم بخاطر هر روز ندیدن تو اینجا من هستم ِ تهی از زندگی و روزمره گی خالی تر از همیشه ِ با کلافی در هم و پیچ در پیچ معنی سکوت را با چشمانم برایت بارها فرستاده ام اینجا من هستم و سازی مبهم اینجا من مانده ام تنها در پس اندوه صدای کهنه سازم من هستم و گلی پر پر شده از عشقی کور من هستم و یکرنگی شکسته ام اینجا در شهری دور من مانده ام و انتظار هر لحظه که میایی در شهری خاک گرفته و غروبی دلتنگ که سینه ام را هر آن میدردد اینجا من مانده ام و سرمایی که استخوانم را داغان کرده است من هستم سیمای شکسته تر از همیشه اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی ات .................... چشم من گم شد و تو پنجره ها نیومدی گفته بودم : واسه خاطر خدا.............نیومدی! یکی گفت شبای مهتاب بشینم دعا کنم بالا رفت دستای من واسه دعا.................نیومدی! واسه تو نوشته بوذم که دلم دیوونته تو گذاشتی به حساب یه خطا..................... نیومدی! یکی گفت برو واسه کبوترا دونه بریز دلمو ریختم واسه کبوترا..............................نیومدی! سبزی زندگیمو بستم به غوغای ضریح امانت دادم اونو دست رضا(ع) .................................نیومدی! نذرمو نوشتمش رو گلا ، تا یادم نره نذرا رو یکی یکی کردم ادا................................... نیومدی! گفته بودن بیا از عشق تو دیوونه شده لااقل برای خاطر شفا ...............................نیومدی! نیمه جانی دارم و آن را فدایت می کنم اشکهای دیدگانم را عطایت می کنم خوبرویان گرچه مشهورند در دلدادگی من ولی از جمله خوبان جدایت می کنم تو چون شیرین ومن با تیشه ی عشقت شبی بیستون سینه ام را خاک پایت می کنم چشمان من غریق اشک هجران تو شد با تمام خستگی هایم صدایت می کنم نازنینا زندگی را بهر چشمان تو باختم بازهم هر لحظه و هر دم دعایت میکنم در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نزار زندگی قصه ی یخ فروشییست که بهش گفتند :فروختی؟ گفت نه نخریدند تمام شد تقدیم به خود شاعر عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل برای مشاهده متن کامل و عکس برو ادامه مطلب گفت: می خوام برات یه یادگاری بنویسم گفتم: کجا؟ گفت: رو قلبت گفتم: مگه می تونی گفت: آره سخت نیست آسونه گفتم: باشه بنویس تاهمیشه یادگاری بمونه یه خنجر برداشت گفتم: این چیه؟ گفت: سیسسسسسسس- ساکت شدم گفتم: بنویس دیگه چرا معطلی خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت دوستت دارم دیوونه اون رفته*خیلی وقته کجا؟ نمی دونه اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده * عشق بينائي را ميگيرد و دوست داشتن ميدهد . عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار از اطمينان * عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا کردن * عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن داغی عشق قدیم را اومدی تازه کردی شهر خاموش دلم را تو پر آوازه کردی آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود به عشق تو زنده بودم منو کشتی دوباره زنده کردی دوستت داشتم دوستم داشتی منو کشتی دوباره زنده کردی تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم عشقت به من داد عمر دوباره معجزه با تو فرقی نداره پرنده زيباست ، نه برای قفس ... دوست داشتن زيباست ، نه برای لمس كردن ، برای حس كردن ... آری دوست داشتن زيباست ، نه برای لمس كردن ... بلكه برای حس كردن

1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسيد؟
2- روابط جنسي او چگونه خواهد بود؟
هنگامي كـه زنـان مـردي را مورد توجه قرار مي دهند، معمولا سه فكر از ذهنشان عبور ميكند:
1- آيا شاغل است؟
2- آيا شغل خوبي دارد؟
3- آيا او ميتواند شغل خوبي را تـا مـدتي كـافي حفظ كند تا هر دو بتوانيم از مـنفعت آن بهرمند شويم؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب

12- با و مانند شاهزادهاي زيبا برخورد کنيد.
ادامه مطلب



![]()
![]()

پروانه را بر دیوار
مصلوب کرده ام
عشق را به بند کشیده ام
غروب را در چشمانم
نقاشی کرده اند
اما
سینه ام طومار عشق کهنه ای است
که بر باد نمی رود 
مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:
1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:
* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.
* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.
همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.
2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.
* دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.
دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.
3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.

ادامه مطلب
* عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
بوسه زيباست ، نه برای هوس ...
| Design By : Night Skin |







